غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
19
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گفتار در بيان كيفيت آفرينش آدم و حوا و ذكر مجملى از احوال ايشان در جنت اعلى و خطهء غبرا بثبوت پيوسته كه چون ارادت صانع بيچون و مثبت خالق كن فيكون بآفرينش خليفهء اعظم يعنى آدم تعلق گرفت جبرئيل امين بفرمان رب العالمين از سدرة المنتهى پرواز نموده به بسط غبرا آمد و قصد كرد كه يك قبضه خاك از طبقات زمين برگيرد و خاك از كيفيت حال پرسيد جبرئيل جوابداد كه بارى سبحانه و تعالى ميخواهد كه از تو شخصى موجود گرداند و بر سرير خلافت بنشاند خاك گفت پناه ميگيرم از تو به خداوند كه از سر اين امر درگذرى چه ممكن است كه از من شخصى بوجود آيد و بشيوهء نافرمانى اقدام نمايد و بدين واسطه از عالم بالا بلا نازل گردد و من تحمل سخط الهى و غضب پادشاهى ندارم روح الامين بر عجز و بيچارگى زمين ترحم كرد و مراجعت نمود و صورت واقعه را عرض فرمود بعد از آن ميكائيل و اسرافيل بدين خدمت مأمور گشته مانند جبرئيل بىنيل مقصود بازآمدند پس عزرائيل بدين مهم نامزد شده به زمين شتافت استغاثه و سوگند زمين را نپذيرفت و يك قبضهء خاك در الوان و صفات مختلف و متفاوت از تمام روى زمين برگرفت و در ميان مكه وظايف تا فضاى در بهشت ريخت و بواسطهء اين حركت از عزرائيل صفت قلت رحم بوضوح انجاميده قبض روح بنى آدم برو قرار يافت و بر طبق حديث ( خمرت طينة آدم بيدى اربعين صباحا ) دست قدرت در عرض چهل روز طينت آدم ( ع ) را تخمير فرمود و چون قالب ابو البشر خشك شده بمرتبهء صلصالى رسيد مدتى مديد در يكى از موضعين مذكوره افتاده بود و در آن اوقات ملايكهء عظام بنظارهء آن پيكر بديع ميرفتند و روزى ابليس بدانجا رسيده دست بر شكم آدم زد و آوازى مسموع او شده گفت اين شخص ميان تهى است و زود باشد كه ببلاى جوع مبتلا شود پس از فرشتگان پرسيد كه اگر حضرت حق شما را بطاعت آدم مأمور سازد چه ميكنيد جوابدادند كه ما از فرمان الهى گردن نه پيچيم و سر بتابعت او درآوريم ابليس گفت مناسب چنين است اما بخاطر گذرانيد كه اگر باطاعت آدم عليه السلام مأمور گردد بقدم فرمانبردارى پيش نيايد و هرگاه برو دست يابد از پا پيش درآرد نقلست كه چون تخمير خلقت آدم عليه السلام باتمام انجاميد و تعديل و تناسب اعضاى او بانجام رسيد و وقت آنشد كه صبح زندگانى خليفهء اعظم از افق عواطف ربانى دميدن گيرد و لوامع انوار حيات از مطالع آن بينه فايض البركات سمت درخشيدن پذيرد هماى روح مقدس مصحوب روح القدس بجانب آن قالب شتافته از طرف سر مباركش آغاز دخول نمود و بهرجا كه رسيد آن سفال به گوشت و پوست متحول ميشد در آن اثنا ابو البشر عطسهء زد و بالهام ربانى زبان بشكر مهيمن هنان گشاده گفت ( الحمد للّه ) و از سابقهء عنايت لم يزلى بجواب ( يرحمك ربك ) مشرف گشت و چون روح به تمام بدن آدم درآمد برطبق كريمهء ( وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ) بتعليم جميع اسماء مسميات حتى القصعة و القصيعه دانا شده